![]() سلام من سعی میکنم مطالب پر محتوا رو در وبلاگم بگنجونم. عصر ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود.........
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
شاعران معاصر و ديگر شاعران
استاد كاكائي (شاعر ) مدل مو و آرايش نقشه تهران UPLOAD IMAGES ميهن دانلود سايت بلاگفا حدیث نفس ( احمدک ) کوچ معنی من است لینک باکس اکبر زیباکده آنلاین یادداشت های دختر دست فروش مترو .: قالب ساز :. آمار وبلاگ
افراد آنلاين شما:
بازديدهای شما: RSS
|
صدای تو صدای بال برفی فرشتگان
حرفی به من بزن... من در پناه پنجره ام... با آفتاب رابطه دارم
دیروز به مادرم گفتم
اگر یک روز مرا یک دو نفس باقی بود روح من عاشق پرواز به سوی اوبود و طبیبان همه گفتند که او رفتنی است ولی این جسم و تنش باعث چند زندگی است بدهید هدییه دلم را به جوانی نا کام شاید عاشق شد از هر تپشش دل در دام
بگزارید غنیمت ببرد دستم را آنکه میخواهد از این دار بسازد سردار و گلویم بشود حنجره داد و امان تا شود باعث رسوایی بیدادگران
چشم من روشنی روز شود در نگاه شب این دیده دلان
پای در راه دو راهی بشوم تا که شاید بروند راه خدا بعد از آن
تن که جز بار اضافی نبود در پرواز هدیه می کاهد از بار و شود پرها باز بهار پائیزی - ۲۲ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۹ صبح - شرکت صبا فولاد
|+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در یکشنبه 26 آبان1387 ساعت
نوبر
جسارت کردمو چند خط نوشتم و سعی کردم تا وزن را حفظ نموده و نام آن را شعر نهادم. نوبر شعرم - خزان گفتم از نوبر این فصل خزان بنویسم بشود نقل و بیان هرچه گشتم غم دل نوبر بود یار در پرده و دل در زندان گفتم از عشق و دل و راز نهان بنویسم تازه ای بر همگان دیدم این عشق چه ها کرده - امان رازها بر سر هر کوی روان گفتم از ورطه این شعر و سخن عاقبت هیچ نشد حاصل من ای بسا گر بر من یاری بود میچکید آتش شعر از غم من
|+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در سه شنبه 21 آبان1387 ساعت
دكتر حسابي
برگي از خاطرات پروفسور حسابی و آلبرت انيشتي
پروفسور حسابی چند
نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن
ذرات بود، در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه
آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسور انيشتين تماس بگیرد
بنابر این ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه
پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی
با دستیار انيشتين برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته
می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور انيشتين تعیین می شود که نظریه خود را
بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند: |+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در دوشنبه 13 آبان1387 ساعت
شبي خواب ديدم كه مرده ام
شبي خواب ديدم كه مرده ام. از فراز آسمان ، از كر ه اي دوردست به زمين مينگريستم. دو معشوقه را ديدم كه دست در دست هم سر به آسمان برداشته بودند- چهره آن عاشقي كه شيفته تر بودغريبه نبود - يك آشناي قديمي بود - اما ديگري من نبودم - بيدار كه شدم دنيا رو بيهوده و پوچ ميديدم. زماني نگذشته بود كه دغدغه فرداها به سراغم آمد . راستي اين چه فراموشي زودهنگامي بود كه دچارش شدم. اما اين افكار هر روز در سر من است كه آيا عشق دروغ است يا خواب من.براستي حقيقت همان جايي بود كه من بودم . ![]() |+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت
|