تبليغاتX
صدای تو صدای بال برفی فرشتگان
صدای تو صدای بال برفی فرشتگان
حرفی به من بزن... من در پناه پنجره ام... با آفتاب رابطه دارم


تو اي خداي من

همه ميپرسند چيست در زمزمه مبهم آب چيست در همهمه دلكش برگ
چيست در بازي آن ابر سپيد روي اين آبي آرام بلند كه ترا مي برد اينگونه به ژرفاي خيال
چيست در خلوت خاموش كبوترها چيست در كوشش بي حاصل موج چيست در خنده جام
كه تو چندين ساعت مات و مبهوت به آن مي نگري

نه به ابر نه به آب نه به برگ نه به اين آبي آرام بلند نه به اين خلوت خاموش كبوترها

 نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام من به اين جمله نمي انديشم
من مناجات درختان را هنگام سحر رقص عطر گل يخ را با باد  نفس پاك شقايق را در سينه كوه
صحبت چلچله ها را با صبح بغض پاينده هستي را در گندم زار گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را ميشنوم مي بينم

من به اين جمله نمي انديشم به تو مي انديشم
 اي سراپا همه خوبي تك و تنها به تو مي انديشم
 همه وقت همه جا
 من به هر حال كه باشم به تو ميانديشم تو بدان اين را تنها تو بدان
 تو بيا تو بمان با من تنها تو بمان
 جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب من فداي تو به جاي همه گلها تو بخند

 اينك اين من كه به پاي تو درافتاده ام باز 

 

ريسماني كن از آن موي دراز
تو بگير تو ببند تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان در دل ساغر هستي تو بجوش

من همين يك نفس از جرعه جانم باقي است آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش
اي خداي من

 

 


|+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در یکشنبه 28 مهر1387 ساعت |


مروري بر آرزوهای ویکتور هوگو براي شما


 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و
اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.



همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی
و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند
امیدوارم سگی را نوازش کني
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید
.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برايت آرزو کنم

 

|+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در چهارشنبه 24 مهر1387 ساعت |