![]() سلام من سعی میکنم مطالب پر محتوا رو در وبلاگم بگنجونم. عصر ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود.........
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
دانلود بهترین های موبایل(محمد)
ماهی ها هم عاشق میشوند(بهاره) چرند گوی نه چندان بزرگ UNTOLD TALE (الیاس) شاعران معاصر و ديگر شاعران جزیره فن آوری (میثم) :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
صدای تو صدای بال برفی فرشتگان
حرفی به من بزن... من در پناه پنجره ام... با آفتاب رابطه دارم به ياد هنرمند سينما و تلوزيون و عرصه هاي ديگر هنري خسرو شكيبايي
خسرو شكيبايي هم به ديار باقي شتافت من از فيلم هاش خانه سبز و روزي روزگاري و .......................... و از صداش ترانه هاي سهراب سپهري رو به ياد ميارم روحش شاد |+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت
هميشه خدا را شاكر باشيد
خــدا را شــكر
- خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است اين يعني او در خانه است و در خيابان پرسه نمي زند .
- خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم .
- خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم اين يعني در ميان فاميل و دوستانم بوده ام . - خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم . - خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم اين يعني توان سخت كار كردن را دارم . - خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم اين يعني خانه اي دارم . - خدا را شكر كه در جايي دور جاي پارك پيدا كردم اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن . - خدا را شكر كه سر و صداي همسايه ها مي شنوم اين يعني مي توانم بشنوم . - خدا شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم اين يعني لباسي براي پوشيدن دارم . - خدا را شكر كه تمام شب صداي خُر خُر شوهرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است . - خدا را شكر كه هر روز صبح زود بايد با زنگ ساعت بيدار شوم اين يعني من هنوز زنده ام . - خدا شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم اين يعني به ياد مي آورم كه اغلب اوقات سالم هستم . - خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم براي شان هديه بخرم . |+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در شنبه 15 تیر1387 ساعت
به یاد قیصر امین پور
یادداشت های گم شدهپس کجاست ؟
|+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در شنبه 8 تیر1387 ساعت
مادر همه ی دنیای من
فرشته ی یک کودک
باغبان هستي: مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند. گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت. خشم لبريز از مهرباني: مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم. قدرت مندي و جديت: به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد. گام به گام رو به سعادت: مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و اسلامي پرورش مي دهد، آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند. عظمت مقام مادر: در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد». تعالي انديشه در مادر: حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: «اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش». تجليل ويژه از مادر: خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي، احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد:« ما انسان را سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل کرده و به سختي فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد. بلنداي مقام مادري: استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: «مبادا ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد». منزلت رفيع مادر: حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است. استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: «نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.» دعا براي والدين: خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم. گاه نيازمندي: مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. چه زيباست اگر چنين اسوه هاي صبوري و فداکاري را، گاهِ پيري که نيازمند حمايت و هم ياري اند، با مهرباني و رحمت بپذيريم، دست ياري به سويشان بگشاييم، و مقام بلندشان را پاس داريم. مادر اي دنياي من غمخوار من چشمان من اي قلب من امروز من فرداي من بميرم آن زمان كه تو نباشي
|+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در یکشنبه 2 تیر1387 ساعت
لیوان آب
لیوان آب
استادي در كلاس درس ، ليواني پر از آب به دست گرفت و آن را بالا گرفت كه همه ببينند .
بعد از شاگردان پرسيد « به نظر شما وزن اين ليوان چه قدر است ؟ » شاگردان جواب دادند « 50 گرم » ، « 100 گرم » ، « 150 گرم » استاد گفت : « من هم بدون وزن كردن ، نمي دانم دقيقاً وزنش چه قدر است . اما سئوال من اين است: اگر من ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم چه اتفاقي خواهد
افتاد ؟ » شاگردان گفتند : « هيچ اتفاق نمي افتد » . استاد پرسيد : « خوب اگر يك ساعت
نگه دارم چه اتفاقي مي افتد ؟ » يكي از شاگردان گفت : « دست تان كم كم درد مي گيرد
» . « حق با توست . حالا اگر يك روز تمام آن را نگه دارم چه ؟ » شاگرد ديگري جسارتاً گفت : « دست تان بي حس ميشود ، عضلات تان به شدت تحت فشار
قرار مي گيرند و فلج مي شوند و مطمئناً كارتان به بيمارستان خواهد كشيد » . و همه شاگردان خنديدند . استاد گفت : « خيلي خوب است ، ولي آيا در اين مدت وزن ليوان
تغيير كرده است ؟ » . شاگردان جواب دادند : نـه « پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ در عوض من چه بايد بكنم ؟ » شاگردان گيج شدند ، يكي از آنها گفت « ليوان را زمين بگذاريد » . استاد گفت : دقيقاً ! مشكلات زندگي هم مثل همين است ، اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان
نگه داريد ، اشكالي ندارد . اگر مدت طولاني تري به آنها فكر كنيد به درد خواهند آمد . اگر
بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان مي كنند و ديگر قادر به انجام كاري نخواهيد بود . فكركردن به مشكلات زندگي مهم است ، اما مهم تر آن است كه در پايان هر روز و پيش از خوابيدن ، آنها را زمين بگذاريد . به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيريد . هر روز صبح سر حال و قوي بيدار مي شويد و
قادر خواهيد بود از عهده هر مسئله و چالشي كه براي تان پيش آيد بر آييد ! دوست من ، يادت باشد كه ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري زندگي همين است |+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در سه شنبه 14 خرداد1387 ساعت
خسته ام
..... |+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در جمعه 10 خرداد1387 ساعت
روز صحرا شد و هر دلشده یاری دارد--- 13 بدر خوش بگذره
گرچه او نیست به گلزار گل زیبایی
نیست چون من به جهان بلبل خوش آوایی
بانگ شیدایی من رفت به هر صحرایی
در همه دیر مغان نیست چومن شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
روز صحرا شد و هر دلشده یاری دارد
هر دلی عشقی و هر عشق بهاری دارد
جز دل ما که غم هجر نگاری دارد
دل که آیینه شاهیست غباری دارد
از خدا میطلبم صحبت روشن رایی
گرچه بدنامی ما شهره به هر برزن و کوست
زخم دلدار و دل ما سخن سنگ و صبوست
خرم آن زخم که هر لحظه مرا مرحم از اوست
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی
با من آن مه چه بسا شب که سحر کرد شبان
پای آن چشمه که میخواند شباهنگ و شبان
بوسه میداد به لب تاش ببوسم دو لبان
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
ورنه پروانه ندارد به سخن پروایی
دست در گردن و آن گردن مینا در دست
بوسه بشکست و بدان عهد همه خلق شکست
پاسخ پند کسان داد چه هشیار و چه مست
سخن از غیر مگو بامن معشوقه پرست
کز وی و جام میم نیست ز کس پروایی |+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در سه شنبه 13 فروردین1387 ساعت
در کوی نیک نامی مارا گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را |+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در سه شنبه 13 فروردین1387 ساعت
درک مطلب
در سرزمین قد کوتاهان
معیار های سنجش همیشه بر مدار صفر حرکت کرده اند
چرا توقف کنم؟...
من از عناصر چهار گانه اطاعت میکنم
و کار نظامنامه قلبم کار حکومت محلی کوران نیست
مرا به زوزه دراز توحش در عضو جنسی حیوان چکار
مرا به حرکت حقیر کرم در خلأ گوشتی چکار
مرا تبار خونی گل ها به زیستن متعهد کرده
تبار خونی گل ها میدانید ؟
کی میتونه اینو برای من تو دو خط معنی کنه ؟ |+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در چهارشنبه 8 اسفند1386 ساعت
تو را بادهای وسوسه نیاورده بودند
که هزار پیچ و نسیان به تباهی آب ببرند
دل خوش دار که
چشمان شرجی من هیچگاه نخستین سجده گاه خویش را
از یاد نخواهد برد |+| نوشته شده توسط بهار پائیزی در یکشنبه 21 بهمن1386 ساعت
|
|||